مرکز پژوهشها –

در آمریکا صرفاً دستگاههای دولتی و چند مرکز تحقیقاتی در جریان رفت و آمدهای برجام بودند اما در ایران، موضوع به یک مسئله ملی مبدل شد و حتی به صورت دقیقهای، بسیاری آن را دنبال میکردند. اگر واقعاً چنین بود، چرا آقای ظریف در آن فایل صوتی گفتند ایشان به مسئله دیپلماسی ضربه زده است.دیپلماسی ما برجام بود.خود فرمانده دیپلماسی ما میگوید ضربه زده است.در دولت دوم آقای روحانی جلسهای با او گرفتیم. این به این معنا است که یک سقف بودجه با فروش یک میلیون بشکه و سقف دوم با دو میلیون و 400 هزار بشکه. در این میان نحوه روی کار آمدن دولت ها در افغانستان نیز مهم است. در آنجا خیلی مطالعه و کار کردیم. گاهی نیز علاوه بر به کارگیری شیوههای نظامی از مجلس لویه جرگه نیز استفاده میشده است مانند روی کار آمدن احمد خان ابدالی. با وجود این ملاحظات، مهمترین مسئله این جوامع به ماهیت دولت ملی و بحران مشروعیت و مشارکت ناشی از آن بر می گردد. مهمترین مبانی سیاست خارجی آمریکا برگرفته از استراتژی کلانی می باشد که بر کشور آمریکا و حکومت آن حاکم می باشد.

در سال 1920، قدرت های محور و امپراتوری عثمانی، پیمانی موسوم به سورس امضاء کردند که در ماده 62 آن کمیسیونی متشکل از فرانسه، ایتالیا و بریتانیا در نظر گرفته بودند تا در طی 6 ماه ، پیمان را اجرایی کند و منطقه در شرق فرات، جنوب ارمنستان و شمال سوریه و مدیترانه با حفظ اقلیت های درون آن تشکیل گردد. آقای رئیسی قرینه آقای ناظقنوری در سال ۱۳۷۶ است.قطعا اگر شورای نگهبان اصلاحطلبان را تایید صلاحیت کنند، با توجه به برنامه داشتنشان، قطعا میتوانند فضای انتخابات را در دست بگیرند. اما این بار نیز نظامیان و کودتا چیان نظامی همراه با اقدامات قدرت های اروپایی از جمله انگلیس و فرانسه بودند که حکومت و سرنوشت مردم عراق را به دست گرفتند تا اینکه صدام حسین در سال 1979 قدرت را به دست گرفت و بعد از یک دوره جنگ و تجاوز به ایران و کویت سرانجام در سال 2003 قدرت و کشور را در یک جنگ نابرابر به آمریکایی ها و نیروهای هم پیمان آمریکا واگذار کرد و دوران جدیدی از دولت- ملتسازی در عراق آغاز شد. بنابر این عراق که در پی اتحاد عثمانی با آلمان و به کمک انگلیس ها از عثمانی جدا شده بود در سال 1921 با حمایت انگلستان نیز ملک فیصل اول به پادشاهی آن رسید (فب مار؛ 1380، 67). بعد از مدتی در سال 1932 قیمومیت انگلستان پایان پذیرفت و عراق رسماً مستقل گردید.

عراق که با مرکزیت بغداد در حدود 4 قرن مرکزیت جهان اسلام را با خلافت اسلامی داشت و با حمله مغول در نیمه قرن هفتم سقوط کرده بود، با شکل گیری خلافت عثمانیان، ضمیمه امپراطوری عثمانی شد. تشکیل دولت موقت مجاهدین در پیشاور به رهبری سبقت الله مجددی، در فردای خروج نظامی شوروی از افغانستان در 1989 بدون هیچ گونه مراجعه ای به آرای عمومی، حتی مهاجرینی که در پاکستان بودند صورت گرفت، همچنین پس از سقوط حکومت نجیب الله در ابتدای سال 1992 و تشکیل دولت اسلامی مجاهدین به رهبری سبقت الله مجددی برای مدت دو ماه و سپس تشکیل دولتی به رهبری برهانالدین ربانی به مدت 4 ماه، بدون مراجعه به آرای عمومی انتخاب شدند. اما آنچه امروزه تحت نام کشور عراق معرفی میشود در آغاز دهه سوم قرن بیستم، استقلال خود را از عثمانی به دست آورد و در همان سال یعنی سال 1920 تحت قیمومیت انگلیس رفت تا اینکه 12 سال بعد در سال 1932 از قیمومیت انگلیس خارج شد، عراق رسماً استقلال خویش را به دست آورد و کشور مستقل عراق تشکیل شد.

موضوع به جامعه ملل احاله شد و کمیسیون های داوری جامعه ملل در نشست های خود در ژانویه و مارس 1925 و 1926، موصل را جزء قیمومیت بریتانیا اعلام کرد. به گفته این نماینده سابق مجلس، موقعیت اصلاحطلبان و اعتدالیون در یک سال گذشته و قبلتر از آن، با حفظ خصوصیات ذاتی خود مؤتلف هم بوده و هستند. ملک غازی در سال 1938 در یک حادثه اتومبیل در بغداد درگذشت و پسر 4 ساله اش به نام فیصل دوم به پادشاهی رسید. در ابتدای گام دوم انقلاب بار دیگر اقتدار ایران اسلامی به رخ روسیاهان پروژه تحریم کشیده شد. رجای واثق داریم که دولت انقلابی آینده، مسیر اعتلای ایران عزیز را در گام دوم انقلاب اسلامی فراهم می سازد. مهمترین آنها عبارتند از: انقلاب 1914 علیه سلطه انگلیس؛ انقلاب استقلال طلبانه 1920 به رهبری میرزا محمدتقی شیرازی؛ قیام 1941 که به رهبری آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی و محمد حسین کاشف الغطا در اعتراض به اشغال عراق توسط انگلیس بود؛ جنبش جماعت العلما در سال1958 که در مبارزه علیه ظهور و نفوذ کمونیسم به رهبری علمای مذهبی بویژه شیعیان شکل گرفت؛ و شکلگیری احزاب و گروه های اسلامی از جمله حزب الدعوه به منظور برقراری حکومت اسلامی. علل و عوامل موثر در ناکامی دولت ملت در عراق از دوران جدایی از عثمانی تا سقوط صدام حسین را نیز میتوان به دو بخش داخلی و خارجی تقسیم نمود که مهمترین آن ها عبارتند از: وجود اقوام و قبایل گوناگون؛ اقلیت های مذهبی؛ نظامی گری؛ استعمار و امپریالیسم؛ دخالت های خارجی؛ عدم توافق بر سر منافع ملی؛ تفکرات سنتی و عقب مانده.